المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

149

مروج الذهب ( فارسى )

و روى دريا شناور شود و مردم زنگ و غيره در قايقها مراقب باشند و قلاب و ريسمان در آن افكنند و شكمش بشكافند و عنبر از آن برون آرند و عنبرى كه از شكم ماهى برون آيد بوى بد دارد و عطاران عراق و فارس آن را بنام ند خوانند و عنبر كه به طرف پشت ماهى باشد بتفاوت مدتى كه در شكم ماهى مانده پاكيزه و خوب باشد . و ما بين درياى سوم يعنى درياى هر كند و درياى دوم كه لاروى باشد چنان كه گفتيم جزاير بسيار هست كه اين دو دريا را از هم جدا مىكند . گويند نزديك دو هزار جزيره است و بگفتهء درست يك هزار و هفتصد جزيره است كه همه آباد و مسكون است و پادشاه همهء اين جزاير زنى باشد و رسمشان از روزگار قديم چنين است كه مرد شاه ايشان نشود . در اين جزاير نيز عنبر بدست آيد كه دريا برون اندازد و در اين دريا چون صخره‌هاى بسيار بزرگ يافت شود ، از ناخدايان سيرافى و عمانى و تجار ديگر كه به اين جزاير آمد و رفت داشته‌اند مكرر شنيده‌ام كه عنبر بقعر اين دريا ميرويد و چون اقسام قارچ سفيد يا سياه بوجود مىآيد و چون دريا طوفانى شود از قعر آن صخره‌ها و سنگها و پاره‌هاى عنبر برون افتد . مردم اين جزاير همدل و همسخن باشند و تعدادشان از فزونى بيرون از شمار است و سپاه ملكه در آنجا بى - حساب است و از جزيره‌اى تا جزيرهء ديگر به قدر يك ميل يا يك يا دو يا سه فرسنگ باشد و نخلشان درخت نارگيل است كه همهء صفات نخل را دارد بجز خرما . بعضى از كسان كه بحيوانات دو رگه و پيوند درختان توجه داشته‌اند گويند كه نارگيل درخت بلوط هندى است و بتأثير خاك هند نارگيل شده است و اصل آن درخت بلوط هندى است و ما در كتاب موسوم به « القضايا و التجارب » اثر هر يك از مناطق زمين را با هواى آن در حيوانات ناطق و غير ناطق و هم تأثير مناطق را در نباتات نامى و غير نامى ياد كرده‌ايم مانند تأثيرى كه سرزمين تركان در چهره‌ها و تنگى چشمانشان دارد و در شترانشان نيز مؤثر افتاده كه پاهاى كوتاه و گردنهاى كلفت و پشم سفيد دارند و سرزمين يأجوج و مأجوج نيز در صورتهاشان اثر كرده و نظاير آن ، كه اگر